تبلیغات
باصفاترین

تبادل لینک

 

هر کی دوست داره تبادل لینک انجام بده

پیام بذاره تا وبلاگش رو لینک کنم!  

آدرس همین وبلاگ تو بلاگفا




طبقه بندی: خبری،
برچسب ها: تبادل، تبادل لینک، باصفاترین و تبادل لینک، شرایط تبادل لینک، آمادگی برای تبادل لینک، تبادل پیوند، با ما تبادل لینک کنید،

تاریخ : جمعه 26 تیر 1394 | 02:35 ب.ظ | نویسنده : با صفا |

دست بکشیم ...

 

چه جالب…
ناز را میکشیم
آه را میکشیم
انتظار را میکشیم
فریاد رامیکشیم
درد را میکشیم
ولی بعد از این همه سال انقدر نقاش خوبی نشده ایم که بتوانیم
دست بکشیم…از هر انچه آزارمان میدهد…  


[نظر بدهید]


طبقه بندی: پیامک ، اس ام اس، جملات عارفانه ، عاشقانه، شعر،
برچسب ها: آه بکشیم، انتظار، دست بکشیم، شعر سپید، شعر کوتاه،

تاریخ : جمعه 18 آبان 1397 | 02:12 ب.ظ | نویسنده : با صفا |

دنیای آدم برفی ها

 

دنیای آدم برفی ها دنیای ساده ایست..

 

اگر برف بیاید هست..

اگر برف نیاید نیست..

 

مثل دنیای مــن

اگر تــو باشی هستم

اگر نباشی نیستـــــــــــــــــم ...

[نظر بدهید]


طبقه بندی: جملات عارفانه ، عاشقانه،
برچسب ها: آدم برفی، برف، زمستان، وقتی تو باشی، من و تو،

تاریخ : شنبه 5 آبان 1397 | 08:17 ق.ظ | نویسنده : با صفا |

 داستان تأثیر تورم بر رزق پشه ها


دیشب یه پشه رو تو هوا گرفتم، تا اومدم تو مشتم لهش كنم دیدم دستم خیس شد…
 
 فك كردم خونه، دستمو وا كردم دیدم داره گریه میكنه، گفتم چته؟! خودتو زدی به موش مردگی؟
 
 یهو بغضش تركید و گفت: ای بابا! گوشت كه خیلی وقته نمی‌خورید،

مرغ هم كه شده كیلیوئی 11000 تومن، اونم دیگه كسی نمیتونه بخوره، به همین دلیل خوناتون مزه ترب سفید میده …
 
ما خودمون میخوریم ولی بچه هامون یه هفته‌اس لب به خون نزدن …
 
دیگه بغض امونش نداد مـُرد…

[نطر بدهید]




طبقه بندی: حکایت و داستان، طنز،
برچسب ها: پشه، طنز پشه، گرانی و پشه، مزه خون، تورم و پشه، قتل پشه،

تاریخ : دوشنبه 30 مهر 1397 | 08:29 ق.ظ | نویسنده : با صفا |

ریسک چارلی

از همان روزی که شرلی با حیله و نیرنگ ثروت شوهرش را بالا کشید، یقین داشت که شوهرش چارلی به فکر کشتن او و پس گرفتن ثروت خود، تحت عنوان ارثیه همسر، است. به همین خاطر تمام اقدامات امنیتی را انجام می داد تا از شوهرش رو دست نخورد.

آن روز وقتی چارلی دو فنجان قهوه را گذاشت توی سینه و داخل بالکن شد تا در کنار زنش میل کند، شرلی طبق معمول و برای اینکه احتیاط را از دست ندهد، همین که شوهرش را فرستاد تا کمی شکر بیاورد، بلافاصله جای فنجان خودش و او را عوض کرد و سپس با خیال راحت شروع به خوردن قهوه کرد.

ده دقیقه بعد جنازه شرلی روی مبل افتاده بود.

در همین حال چارلی داشت با خود فکر می کرد: عجب ریسکی کردم. اگر شرلی امروز مثل همیشه فنجان مرا با خودش عوض نمی کرد، آن وقت من مرده بودم.

[نظر بدهید]


طبقه بندی: حکایت و داستان،
برچسب ها: چارلی، شرلی، قتل همسر، ریسک خطرناک،

تاریخ : یکشنبه 29 مهر 1397 | 03:26 ق.ظ | نویسنده : با صفا |

دوستان سلام

سلام و سلام و صدتا سلام

یه مدتی رو نبودیم.

یعنی نشد که باشیم. از بابت نبودن باور کنید خودم مقصر نیستم اما به هر حال بخاطرش پوزش می طلبم از دوستانی که جویای حال بودند

اما باور کنید دل ما با شما بود

حالا برگشتیم تا دوباره شروع کنیم و این خبر خیلی خوبیست برای کسانی که خیلی کامنت گذاشتند که «ای وای چرا جواب نمیدی مگه تو نت نیستی؟؟!!»

خودم اونهمه پیام رو دیدم تعجب کردم . به همه پیامها  طی چند روز پاسخ خواهم داد و حتما به وبلاگهای عزیزان سر خواهم زد و پیام خواهم گذاشت.

خودم نمیدونستم که باصفاترین اینهمه طرفدار داره

 [نظر بدهید]


طبقه بندی: خبری،

تاریخ : شنبه 28 مهر 1397 | 05:00 ب.ظ | نویسنده : با صفا |

 همین عقل است ...

 

همین عقلی که با سنگ حقیقت خانه می سازد 
 زمانی از حقیقت های ما افسانه می سازد
 سر مغرور من! با میل دل باید کنار آمد 
 که عاقل آن کسی باشد که با دیوانه می سازد
 مرنج از بیش و کم ، چشم از شراب این و آن بردار
  که این ساقی به قدر "تشنگی" پیمانه می سازد

مپرس از من چرا در پیله ی مهر تو محبوسم 
که عشق از پیله های مرده هم پروانه می سازد 
به من گفت ای بیایان گرد غربت! کیستی ؟
 گفتم : پرستویی که هر جا می نشیند لانه می سازد

مگو شرط دوام دوستی دوری ست٬ باور کن

 همین یک اشتباه از آشنا بیگانه می سازد 

شعر از : فاضل نظری

[نظر بدهید]


طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: شروده ای از فاضل نظری، فاضل نظری، همین عقل است، با دیوانه میسازد،

تاریخ : دوشنبه 18 تیر 1397 | 10:44 ب.ظ | نویسنده : با صفا |

 مگسی را کشتم

 

مگسی را کشتم


نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد، است

و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است

طفل معصوم به دور سر من می چرخید

به خیالش قندم

یا که چون اغذیه ی مشهورش، تا به آن حد، گَندَم

ای دو صد نور به قبرش بارد

مگس خوبی بود

من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد

مگسی را کشتم

(مرحوم حسین پناهی)

[نظر بدهید]

 

 




طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: مگس، مگس کش، مگسی را کشتم، حسین پناهی و مگس، بخاطر تو کشتم،

تاریخ : چهارشنبه 16 خرداد 1397 | 06:49 ب.ظ | نویسنده : با صفا |

طنز زن و شوهری

 

شوهری یک پیامک به همسرش ارسال کرد :
سلام ، من امشب دیر میام خونه ؛ لطفا همه لباسهای کثیف من رو بشور و غذای مورد علاقه ام رو درست کن …

ولی از سمت زنش پاسخی نیومد !
پیامک دیگری فرستاد :
راستی ! یادم رفت بهت بگم که حقوقم اضافه شده و آخر ماه میخوام برات یه ماشین بخرم …
همسر : وای خدای من ! واقعا ؟
شوهر : نه ، میخواستم مطمئن بشم که پیغام اولم به دستت رسیده یا نه !!!

[نظر بدهید]


طبقه بندی: حکایت و داستان، پیامک طنز،
برچسب ها: زن و شوهر، همسر، زن، شوهر، حقوقم واریز شد، پیام اولم، طنز زن و شوهری،

تاریخ : پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 | 01:04 ب.ظ | نویسنده : با صفا |

کمال این است و بس

 

 

گوهر   خود   را   هویدا  کن  ، کمال این است و بس

خویش را در خویش پیدا کن ، کمال این است و بس

سنگ   دل   را    سرمه  کن  ، در آسیای رنج  و درد

دیده  را زین سرمه  بینا کن ، کمال این است و بس

همنشینی  با  خدا   خواهی  اگر    در   عرش  رب

در درون اهل جان جا کن ، کمال این است و  بس

هر  دو  عالم    را   بنامت   یک   معما    کرده اند

ای  پسر  حل معما کن ، کمال این  است  و  بس

پند  من   بشنو   بجز   با  نفس شوم  بد  سرشت

با  همه عالم مدارا  کن ، کمال این است و  بس

چند  می گویی  سخن  از  درد و  رنج    دیگران

خویش  را ز اول مداوا کن ، کمال این است و بس

سوی  قاف   نیستی  پرواز   کن    بی   پر و بال

بی محابا  صید عنقا کن ، کمال این است و بس

چون به دست خویشتن بستی تو پای خویشتن

هم به دست خویشتن واکن ، کمال این است و بس

کوری   چشم   عدو   را ،  روی   در  روی حبیب

خاک ره بر فرق اعداء کن ، کمال این است و بس

                                                     شاعر:  حاج میرزا حبیب خراسانی

 

زندگینامه در ادامه

 

[نظر بدهید]
ادامه مطلب

طبقه بندی: ادبی، شعر،
برچسب ها: کمال، کمال این است و بس، گوهر خود را هویدا کن، با همه عالم مدارا کن، شعری از میرزا حبیب خراسانی، حبیب خراسانی،

تاریخ : شنبه 22 اردیبهشت 1397 | 08:07 ب.ظ | نویسنده : با صفا |

چه کسی خدا را واقعا دوست دارد؟!

 

مردی در عالم رویا فرشته ای را دید که در یک دستش مشعل و در دست دیگرش سطل آبی بود و در جاده ای روشن و تاریک راه می رفت.

مرد جلو رفت و از فرشته پرسید: این مشعل و سطل آب را کجا می بری؟

فرشته جواب داد:

می خواهم با این مشعل بهشت را آتش بزنم و با این سطل آب؛ آتش های جهنم را خاموش کنم. آنوقت ببینم چه کسی واقعاً خدا را دوست دارد؟!

[نظر بدهید]

 




طبقه بندی: حکایت و داستان، اعتقادی،
برچسب ها: الله، خدا، عشق واقعی، عاشق واقعی، چه کسی خدا را دوست دارد، پروردگار،

تاریخ : دوشنبه 17 اردیبهشت 1397 | 07:04 ب.ظ | نویسنده : با صفا |

دروغ و حقیقت

روزی روزگاری
 دروغ به حقیقت گفت:
«میل داری باهم به دریا برویم و شنا کنیم؟»
حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد
آن دو باهم به کنار ساحل رفتند،وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباس هایش را در آوردند
دروغ حیله گر لباس های اورا پوشید و رفت..
از آن روز همیشه حقیقت عریان و زشت است،
اما دروغ در لباس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان میشود .

[نظر بدهید]


طبقه بندی: حکایت و داستان، جملات فلسفی و ادبی،
برچسب ها: دروغ، حقیقت، جنگ دروغ و حقیقت،

تاریخ : جمعه 7 اردیبهشت 1397 | 12:35 ق.ظ | نویسنده : با صفا |

سختی ها لازم است



 می گویند سال ها پیش در جزیره ای آهو های زیادی زندگی می کردند.
خوراک فراوان و نبودِ هیچ خطری باعث شد که تحرک آهوها کم و به تدریج تنبل و بیمار شده و نسل آنها رو به نابودی گذارد.
برای حل این مساله تعدادی گرگ در جزیره رها شد. وجود گرگ ها باعث تحرک دوباره آهوان گردید و سلامتی به آنها بازگشت.
ناملایمات، مشکلات و سختی ها هم گرگهای زندگی ما هستند که ما را قوی تر می کنند و باعث می شوند پخته تر شویم.
چیه؟!
خوب اینم یه فلسفه فکریه برای اثبات لازم بودن سختی ها

[نظر بدهید]


طبقه بندی: جملات فلسفی و ادبی، اعتقادی،
برچسب ها: مشکلات، سختی ها، مرارت، مشکلات زندگی،

تاریخ : یکشنبه 2 اردیبهشت 1397 | 09:17 ب.ظ | نویسنده : با صفا |

خنده باید زد

اینقدر قشنگه که روزی چند بار باید خوانده شود

خنده باید زد به ریش روزگار
ورنه دیر یا زود پیرت می کند
سنگ اگر باشی خمیرت می کند
شیر اگر باشی پنیرت می کند
باغ اگر باشی کویرت می کند
شاه اگر باشی حقیرت می کند
ثروت ار داری فقیرت می کند
گاز را بگرفته زیرت می کند
عاقبت از عمر سیرت می کند

گر زدی قهقه به ریش روزگار
ریش را چرخانده شیرت می کند
دل به تو داده دلیرت می کند
خویشتن فرش مسیرت می کند
عشق را نور ضمیرت می کند
خاک اگر باشی حریرت می کند
کورش ار باشی کبیرت می کند
رستم ار باشی امیرت می کند
آشپز باشی وزیرت می کند

پس بخندید و بخندانید هم
خنده دنیا را اسیرت می کند...

 [نظر بدهید]


طبقه بندی: ادبی، شعر،
برچسب ها: روزگار، دنیا، پیری، گذشت زمان، خوش باش،

تاریخ : سه شنبه 28 فروردین 1397 | 09:23 ب.ظ | نویسنده : با صفا |

دوستان همراه سلام

و باز هم سلام ...

مدتی را نبودیم اما ...

حالا برگشتیم تا یکبار دیگر در این وبلاگ مهمان شما باشیم

به زودی به همه کامنت هایی که گذاشتید پاسخ خواهم داد

از همراهی مدام شما ممنونم . وقتی آمدم و پیام های شما را خواندم شرمنده شدم.

برایتان در این سال جدید بهترینها را آرزومندم

باصفاترین

 [نظر بدهید]




طبقه بندی: خبری،
برچسب ها: بازگشت، شروع مجدد، شرمنده،

تاریخ : دوشنبه 27 فروردین 1397 | 03:37 ب.ظ | نویسنده : با صفا |

گدا

 

گدا: آقا تورو خدا به من هزار تومن بدین برم ناهار بخورم

یارو: پول نمیدم، ولی بیا بریم برات یه پرس غذا بگیرم

گدا: نه نخواستم،

امروز واسه هزار تومن تاحالا شش بار ناهار خوردم





طبقه بندی: طنز،

تاریخ : سه شنبه 26 دی 1396 | 12:59 ب.ظ | نویسنده : با صفا |

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

  • paper | قالب وبلاگ | پارس لون