روی دیگر سکه



آدمی هرگز دلش اینقدر می لرزید؟! نه
اینهمه آدم به آدم عشق می ورزید؟! نه

هر که هرکس را که رد می شد بغل می کرد؟! نه
یا که هر که هر که را می دید می بوسید؟! نه

هیچ قومی مثل ما در طول تاریخ این همه
با دلش ور رفت؟ با احساس خود لاسید؟! نه

هیچکس مثل من و تو هر مرض را عشق خواند؟
یا که بد بختیش را لطف خدا نامید؟! نه

ملتی داری سراغ اینطور بی‌چون و چرا
چشم بسته کرده باشد هر چه را تایید؟! نه

اصلا از هر مرجع تقلید می‌خواهی بپرس
عاقل از نادان خدایی می‌کند تقلید؟! نه

پس چه طوری "ای برادر تو همه اندیشه‌ای"؟
خر لگد زد پای استدلالیون لنگید؟! نه

این همه انگشت ما خاراند آیا پشت ما
واقعا خاراند آنجا را که می خارید؟! نه

هیچکس این روزها در جای خود آرام نیست
واقعا چیزی زمین را می‌کند تهدید؟! نه

این همه از آسمان بارید بر روی زمین
از زمین یک مرتبه بر آسمان بارید؟! نه

فرض کن دوزاری ما دیر می‌افتد، مگر
خواجه روی دیگر این سکه را هم دید؟! نه

با دو تا قفلی که خورده بر توالت‌های شهر
امنیت شد برقرار و قائله خوابید؟! نه

گوش‌ها را می‌توان پیچاند اما بی‌صدا
می‌توان پیچاند، وقتی که صدا پیچید؟! نه

بی بهاران هیچ لطفی دارد آیا روزگار؟
لذتی دارد بدون سبزه آیا عید؟! نه

شیخ را گفتم چرا اینقدر می پایی مرا؟
هیچ معلوم است دنبال چه می گردید؟! نه

نکته سنجی گفت پاییدن همان پایندگی است
گر نمی‌پایید تا امروز می پایید؟! نه

"
یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خفه"
این همه گفتی کسی حرف تو را فهمید؟! نه

(شعر از: رحیم رسولی) به نقل از وبلاگ ناخوانده /گنجینه شعر معاصر

[نظر بدهید]



طبقه بندی: طنز، شعر،
برچسب ها: این همه گفتی کسی حرف تو را فهمید؟! نه، شعر طنز، غزل طنز، گوش‌ها را می‌توان پیچاند اما بی‌صدا، ملتی داری سراغ اینطور بی‌چون و چرا، خر لگد زد پای استدلالیون لنگید؟! نه، با دلش ور رفت؟ با احساس خود لاسید،

تاریخ : سه شنبه 20 تیر 1396 | 11:11 ق.ظ | نویسنده : با صفا |

یک غزل عاشقانه

چه دل فریب و خوشایند آفریده شدی/
پر از تبسّم و لبخند آفریده شدی/

تبسّم تو ملیح است و صحبتت شیرین/
گمانم از نمک و قند آفریده شدی/

برای این که بیایی دل مرا ببری/
نه سرسری، که هدفمند آفریده شدی/

نه بوی آب مرا مست کرده بود نه خاک/
تو با کدام فرایند آفریده شدی؟/

به دست قابل بت ساز های چینی؟، نه/
فقط به دست خداوند آفریده شدی

[نظر بدهید]


طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: شعر عاشقانه، غزل زیبا، از نمک و قند آفریده شدی، بت سازهای چینی، تبسم ملیح، غزل عاشقانه، زیباترین عزل،

تاریخ : پنجشنبه 15 تیر 1396 | 10:55 ق.ظ | نویسنده : با صفا |

اسب پادشاه

روزی گذشت پورشه ای از گذرگهی

فریاد و آه و ناله زهر کوی و بام خاست

پرسید زان میانه یکی کودک فقیر

این اسب کیست مادرم؟ این اسب پادشاست؟

آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست

پیداست آنقدر که الاغی گرانبهاست

نزدیک رفت پیرزنی گوژپشت و گفت

این خر گمان کنم که خر مایه دارهاست

کودک به گریه گفت برایم نمی خری؟

این اسب با کلاس و نجیب است و سر براست

مادر به خنده گفت عزیز این که اسب نیست

این پول نفت ماست که در جیب اغنیاست

ما را به حرفهای قشنگی فریفتند

گفتند پول نفت سر سفره شماست

ما آبروی فقر و قناعت نمی بریم

رو شکر کن پراید اگر زیر پای ماست

مردی که جیب ما و تو را می زند گداست

این گرگ سالهاست که با گله آشناست

  نقیضه ای بر شعر معروف پروین اعتصامی (از وبلاگ بهانه های دلتنگی ـ شاعر : محمد غلامی)

...................................................................................................................

                         اینم شعر بانوی شعر ایران پروین اعتصامی

روزی گذشت پادشهی از گذرگهی فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست
پرسید زان میانه یکی کودک یتیم کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست
آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست
نزدیک رفت پیرزنی کوژپشت و گفت این اشک دیده‌ی من و خون دل شماست
ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است این گرگ سالهاست که با گله آشناست
آن پارسا که ده خرد و ملک، رهزن است آن پادشا که مال ز رعیت خورد گداست
بر قطره‌ی سرشک یتیمان نظاره کن تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست
پروین، به کجروان سخن از راستی چه سود کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست

 

[نظر بدهید]


طبقه بندی: طنز، اجتماعی، ادبی، شعر،
برچسب ها: مال فقیران خوردن، پول نفت، روزی گذشت پادشهی، ماشین پورشه، ماشین های لوکس، اسب پادشاه، شعر طنز سیاسی،

تاریخ : دوشنبه 12 تیر 1396 | 08:25 ب.ظ | نویسنده : با صفا |

امان از دست این مدرک گرایی

پیامک زد شبی لیلی به مجنون
که هر وقت آمدی از خانه بیرون 

بیاور مدرک تحصیلی‌ات را
گواهینامه‌ی پی اچ دی ات را 

پدر باید ببیند دکترایت
زمانه بد شده جانم فدایت 

دعا کن مدرکت جعلی نباشد
ز دانشگاه هاوایی نباشد 

 وگرنه وای بر احوالت ای مرد
که بابایم بگیرد حالت ای مرد 

 چو مجنون این پیامک خواند وارفت
به سوی دشت و صحرا کله پا رفت 

اس ام اس زد ز آنجا سوی لیلی
که می‌خواهم تو را قد تریلی 

دلم در دام عشقت بی قرار است
ولیکن مدرکم بی اعتبار است 

 شده از فاکسفورد این دکترا فاکس
مقصر است در این ماجرا فاکس 

 چه سنگین است بار این جدایی
امان از دست این مدرک گرایی


[نظر بدهید]




طبقه بندی: طنز، شعر،
برچسب ها: مدرک، مدرک گرایی، مدرک دوست دارم، مدرک جعلی، جعل مدرک، مدرک از دانشگاه اکسفورد، مدرک از دانشگاه هاوایی،

تاریخ : شنبه 10 تیر 1396 | 09:23 ب.ظ | نویسنده : با صفا |

من باشم و می باشد و او باشد و نی

 

کِی باشد و کِی باشد و کِی باشد و کی ؟
مِی باشد و مِی باشد و مِی باشد و مِی
من باشم و من باشم و من باشم و من
وی باشد و وی باشد و وی باشد و وی

...................................................................

کِی باشد و کی باشد و کی باشد و کی
من باشم و مِی باشد و نی باشد و وی
گه من لب وی بوسم و گه وی لب نی
من مست ز وی باشم و وی مست ز می

..................................................................

من باشم و وِی باشد و مِی باشد و نِی
کِی باشد و کِی باشد و کِی باشد و کِی
من گَه لب وِی بوسم وِی گَه لب نی
من مست ، زِ وِی باشم و وِی مست زِ مِی

................................................................

کی باشد و کی باشد و کی باشد و کی

من باشم و وی باشد و می باشد و نی

نی نالد و من خوانم و او ریزد می

من مست ز وی باشم و او مست ز می


[نظر بدهید]




طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: می، نی، کی، وی، من و وی، من و نی، من باشم نی،

تاریخ : چهارشنبه 7 تیر 1396 | 03:49 ب.ظ | نویسنده : با صفا |

عید سعید فطر بر شما مبارک باد

 

دلها همه بهاران شد از شمیم باران
مه رخ نموده امشب در عید روزه داران


هر کس که در دعایش یادی کند ز یاران
شیرین تر از عسل باد کامش به روزگاران

.....................................

یه شعر طنز هم بذارم که با محتوای وبلاگم سازگار باشه

....................................

فطر آمده خوردنی فراوان بخورید

 پیتزا و کباب و مرغ بریان بخوریـد

 

دزدانه اگر در رمضان می‌خوردید

شوال رسیده پس نمایان بخورید


[نظر بدهید]




طبقه بندی: پیامهای تبریک و تسلیت، شعر،
برچسب ها: عید، عید فطر، عید سعید فطر، رویت ماه، تبریک عید فطر، شعر برای تبریک عید سعید فطر، عید فطر مبارک،

تاریخ : یکشنبه 4 تیر 1396 | 10:15 ب.ظ | نویسنده : با صفا |

گفتگوی من و قلیان

شبی گفتم به قلیانم

که از جانم چه می‌خواهی ؟

نوشت با خط دود خود

به دردت می خورم گاهی

تو بر من مینهی آتش

که درد خود کنی تسکین

من بیچاره می‌‌ سوزم

تو از حالم چه می‌دانی !؟




[نظر بدهید]



طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: من و قلیان، قلیان، درد دل قلیان، قلیلان هم می سوزد، ناله قلیان، شعر قلیان، حرفهای قلیان،

تاریخ : شنبه 3 تیر 1396 | 02:19 ب.ظ | نویسنده : با صفا |

زندگی

زندگی تکه کاهی است که کوهش کردیم

زندگی کوه بزرگی است که کاهش کردیم

زندگی نیست به جز نم نم باران بهار

زندگی نیست به جز دیدن یار

زندگی نیست به جز عشق٬ به جز حرف محبت به کسی

ورنه هر خار و خسی زندگی کرده بسی

زندگی تجربه تلخ فراوان دارد

دو سه تا کوچه و پس کوچه و اندازه یک عمر بیابان دارد

 

[نظر بدهید]


طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: زندگی، کوه زندگی، زندگی کاهه، سختی های زندگی، زندگی تکه کاهی است که کوهش کردیم، شعر زندگی، زندگی را آسان بگیریم،

تاریخ : دوشنبه 29 خرداد 1396 | 08:21 ب.ظ | نویسنده : با صفا |

شهادت امام علی علیه السلام را به همه شیعیان آن حضرت تسلیت می گویم!

شب بود و اشک بود و علی بود و چاه بود

فریاد بی‌صدا، غم دل بود و آه بود

دانی چرا جبین علی را شکافتند؟

زیرا به چشم کوفه عدالت گناه بود

هم‌صحبتی نداشت که در نیمه‌های شب

حرفش به چاه بود و نگاهش به ماه بود

خونش نصیب دامن محراب کوفه شد

آن رهبری که کعبه بر او زادگاه بود


[نظر بدهید]



طبقه بندی: پیامهای تبریک و تسلیت، شعر،
برچسب ها: شعر برای شهادت امام علی، تسلیت شهادت امام علی علیه السلام، شهادت امام علی، شهادت مولا علی، عزاداری امام علی،

تاریخ : چهارشنبه 24 خرداد 1396 | 04:35 ب.ظ | نویسنده : با صفا |

تو غلط می کنی ...

ﺗﻮ ﻏﻠﻂ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺍﯾﻦﮔﻮﻧﻪ ﺩﻝ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺒﺮﯼ
ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﺁﯾﻨﻪ ﺭﺍ ﻏﺮﻕ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﺑﺒﺮﯼ


ﻣﺮﺩﻩ ﺷﻮﺭ ﻣﻦِ ﻋﺎﺷﻖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ می خواهم
ﮔﻮﺭ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﺩﻟﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻏﻮﺍ ﺑﺒﺮﯼ


ﺑﺨﻮﺭﺩ ﺗﻮﯼ ﺳﺮﻡ ﭘﯿﮏ ﺳﻼﻣﺖ ﺑﺎﺩﺕ
ﺁﻩ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺷﺮﺍﺑﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﺎﻻ ﺑﺒﺮﯼ


ﮐﺒﮏ ﮐﻮﻫﯽِ ﺧﺮﺍﻣﺎﻥ، ﺳﺮ ﺟﺎﯾﺖ ﺑﺘﻤﺮﮒ
ﻫﯽ ﻧﺨﻮﺍﻩ این همه ﺻﯿﺎﺩ ﺑﻪ ﺻﺤﺮﺍ ﺑﺒﺮﯼ


ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺑﺎﺭِ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﯿﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﭘﻠﮏ ﻧﺒﻨﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺭﻭﯾﺎ ﺑﺒﺮﯼ


ﻟﻌﻨﺘﯽ، ﻋﻤﺮ ﻣﮕﺮ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ ﺁﻭﺭﺩﻡ؟
ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻭﻋﺪﻩ ﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺒﺮﯼ؟


ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﻣﺎﻝ ﺗﻮ ﻭﺭﺩﺍﺭ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﮔﻢﺷﻮ
ﺑﻪ ﺩﺭﮎ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﺒﺮﯼ ﯾﺎ ﺑﺒﺮی…


[نظر بدهید]




طبقه بندی: شعر، طنز،
برچسب ها: شعر طنز، غلط می کنی، مگه عمرم رو پیدا کردم، گم شو، به درک، آخرین بار تو باشه،

تاریخ : شنبه 20 خرداد 1396 | 09:48 ق.ظ | نویسنده : با صفا |

خدایا دعایم اجابت بفرما!

 

           مناجات

الهی تو ما را هدایت بفرما

                  سپس آنچه خواهیم عنایت بفرما

تو هر لحظه ناظر بر اعمال مایی

                        به وقت گناه استراحت بفرما

بیا کم کن از شعله های جهنم

                      انرژی گران شد، قناعت بفرما

کسی را که با خلق بد تا نکرده

                      بیامرز و مشمول رحمت بفرما

ولی زورگویان و گردنکشان را

                           به قعر جهنم حوالت بفرما

به دزدان میلیاردی مال مردم

                          عذاب دو عالم زیادت بفرما

اساتید درس دروغ و ریا را

                       برای همه درس عبرت بفرما

جوانان دل پاک این سرزمین را

                        ز دام شیاطین حفاظت بفرما

بشر را به آدم شدن مفتخر کن

                   زمین را تو پاک از خریت بفرما

سخاوت برازنده تو ست، یارب!

                     به این بینوا هم سخاوت بفرما

سر کیسه را شل کن از روی احسان

                     مرا صاحب مال و ثروت بفرما

به شدت رحیمی، به شدت کریمی

                   به شدت مرا غرق رحمت بفرما!

دعای نهانم زیاد است در دل

                        که قاطی اینها اجابت بفرما!


[نظر بدهید]



طبقه بندی: شعر، طنز،
برچسب ها: دعا به درگاه خدا، شعر طنز دعا، دعایم اجابت کن، غرق رحمت بفرما، زورگویان به جهنم، آنچه از خدا می خواهم،

تاریخ : سه شنبه 16 خرداد 1396 | 09:35 ب.ظ | نویسنده : با صفا |

سالروز رحلت امام خمینی (ره) 

یکی از اشعار عارفانه حضرت امام روح‌الله خمینی( ره) که چند ماه قبل از فوتشان سرود‌ه‌‌اند، را با هم می خوانیم:


از غم دوست در این میکده فریاد کشم
دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم

داد و بی داد که در محفل ما رندی نیست
که برش شکوه برم، داد ز بیداد کشم

شادیم داد، غمم داد و جفا داد و وفا
باصفا منت آن را که به من داد کشم

عاشقم، عاشق روی تو ، نه چیز دگری
بار هجران و وصالت به دل شاد ،کشم

در غمت ای گل وحشی من، ای خسرو من
جور مجنون ببرم، تیشه فرهاد کشم

مُردم از زندگی بی تو که با من هستی
طرفه سرّی است که باید برِ استاد کشم

سال ها می‌گذرد، حادثه‌ها می‌آید‌
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم

(امام خمینی (ره)، 1367)


[نظر بدهید]




طبقه بندی: پیامهای تبریک و تسلیت، شعر،
برچسب ها: شعری از امام خمینی، تسلیت رحلت امام خمینی، انتظار فرج از نیمه خرداد کشم، جور مجنون، تیشه فرهاد، از غم دوست در این میکده فریاد کشم،

تاریخ : یکشنبه 14 خرداد 1396 | 10:11 ق.ظ | نویسنده : با صفا |

  • paper | قالب وبلاگ | پارس لون