تبلیغات
باصفاترین - مطالب اجتماعی

تقسیم بندی پسرا

پسرها به ۵ گروه تقسیم میشن:
‌گروه اول پسرایی هستند که دخترا رو بدبخت میکنن!
گروه دوم پسرایی هستند که اشک دخترا رو در میارن!
گروه سوم پسرایی هستند که جوون دخترا رو به لبشون میرسونن!
گروه چهارم پسرایی هستند که کاری میکنن دخترا روزی ۱۸ بار‌آرزوی مرگ کنن!
گروه ۵ پسرایی هستند که به
اشتباه فکر میکنن جزو هیچکدوم از گروههای بالا نیستن خخخ


[نظر بدهید]



طبقه بندی: طنز، اجتماعی،
برچسب ها: مردان، پسرا، انواع پسرا، 5 مدل پسر، پنج جور پسر، پسرا چه جورین، انواع مختلف پسر،

تاریخ : دوشنبه 9 مرداد 1396 | 12:14 ق.ظ | نویسنده : با صفا |

اسب پادشاه

روزی گذشت پورشه ای از گذرگهی

فریاد و آه و ناله زهر کوی و بام خاست

پرسید زان میانه یکی کودک فقیر

این اسب کیست مادرم؟ این اسب پادشاست؟

آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست

پیداست آنقدر که الاغی گرانبهاست

نزدیک رفت پیرزنی گوژپشت و گفت

این خر گمان کنم که خر مایه دارهاست

کودک به گریه گفت برایم نمی خری؟

این اسب با کلاس و نجیب است و سر براست

مادر به خنده گفت عزیز این که اسب نیست

این پول نفت ماست که در جیب اغنیاست

ما را به حرفهای قشنگی فریفتند

گفتند پول نفت سر سفره شماست

ما آبروی فقر و قناعت نمی بریم

رو شکر کن پراید اگر زیر پای ماست

مردی که جیب ما و تو را می زند گداست

این گرگ سالهاست که با گله آشناست

  نقیضه ای بر شعر معروف پروین اعتصامی (از وبلاگ بهانه های دلتنگی ـ شاعر : محمد غلامی)

...................................................................................................................

                         اینم شعر بانوی شعر ایران پروین اعتصامی

روزی گذشت پادشهی از گذرگهی فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست
پرسید زان میانه یکی کودک یتیم کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست
آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست
نزدیک رفت پیرزنی کوژپشت و گفت این اشک دیده‌ی من و خون دل شماست
ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است این گرگ سالهاست که با گله آشناست
آن پارسا که ده خرد و ملک، رهزن است آن پادشا که مال ز رعیت خورد گداست
بر قطره‌ی سرشک یتیمان نظاره کن تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست
پروین، به کجروان سخن از راستی چه سود کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست

 

[نظر بدهید]


طبقه بندی: طنز، اجتماعی، ادبی، شعر،
برچسب ها: مال فقیران خوردن، پول نفت، روزی گذشت پادشهی، ماشین پورشه، ماشین های لوکس، اسب پادشاه، شعر طنز سیاسی،

تاریخ : دوشنبه 12 تیر 1396 | 08:25 ب.ظ | نویسنده : با صفا |

مراحل ازدواج
 

گویند: پسری قصد ازدواج داشت!

پدرش در باب روشنگری و پند دادن به او گفت: بدان که ازدواج سه مرحله دارد:

مرحله اول آن ماه عسل است كه در آن تو صحبت می‌كنی و زنت گوش می‌دهد!

مرحله دوم او صحبت می‌كند و تو گوش می‌كنی!!

اما مرحله سوم كه خطرناكترین مراحل است، آن موقعی است كه هر دو بلند بلند داد می‌كشید و همسایه‌ ها گوش می‌كنند!!!


[نظر بدهید]



طبقه بندی: حکایت و داستان، طنز، اجتماعی،
برچسب ها: دعوای زن و شوهری، مراحل پس از ازدواج، مراحل پس از ماه عسل، داد و فریاد زن و شوهر، طلاق، نصیحت پدر به پسر، ازدواج از نظر پدر،

تاریخ : سه شنبه 6 تیر 1396 | 10:07 ب.ظ | نویسنده : با صفا |

داستان مصور خواستگاری پسرها و چند مورد درباره پسرا

 

مورد داشتیم پسره با آرایش رفته بیرون ، خواهرش غیرتی شده زدتش!

...........................

مورد داشتیم:

آقا دیگه کار از ابرو برداشتنو شلوار قرمز پوشیدنو گوشواره انداختن پسرا گذشته!
امروز یه پسر دیدم وسط دعوا داشت جیغ میزد!

.................................................................

موردم داشتیم پسره با نامزدش یه آرایشگاه میرفتن!

.......................................................................

مورد داشتیم پسره رو در حال گریه دیدن
بهش گفتن: چرا داری گریه میکنی؟
گفته: زنم بهم خرجی نمیده!


[نظر بدهید]




طبقه بندی: طنز، پیامک ، اس ام اس، پیامک طنز، فرهنگی، اجتماعی،
برچسب ها: رفتن پسرا به آرایشگاه، برداشتن ابرو، پسره جیغ میزد، مورد داشتیم، زنم خرجی نمیده، خواهر غیرتی، خواستگاری تصویری،

تاریخ : پنجشنبه 11 خرداد 1396 | 05:29 ب.ظ | نویسنده : با صفا |

بر جد غریبم گریه می کنم 

مرد غریبی به نام «حسن» وارد دهی شد و در مکانی که اهالی ده جمع شده بودند نشست و بنای گریه گذاشت. مردان ده سبب گریه‌اش را پرسیدند،

حسن آقا گفت: من آدم غریبی هستم و شغلی ندارم برای بدبختی خودم گریه می‌کنم.

مردم ده او را به شغل کشاورزی گرفتند. شب دیگر دیدند که او باز گریه می‌کند، گفتند حسن آقا دیگر چه شده؟ حالا که شغل پیدا کردی،

حسن آقا گفت: شما همه منزل و ماءوا مسکن دارید و می‌توانید خوتان را از سرما و گرما حفظ کنید ولی من غریبم و خانه ندارم برای همین بدبختی گریه می‌کنم. بار دیگر اهالی ده همت کردن و برایش خانه‌ای تهیه کردند و وی را در آنجا جا دادند. ولی شب باز دیدند دارد گریه می‌کند.

وقتی علت را پرسیدند گفت: هر کدام از شما‌ها همسری دارید ولی من تنها در میان اطاقم  می‌خوابم. مردم این مشکل او را نیز حل کردند و دختری از دختران ده را به ازدواج او درآوردند. ولی باز شب هنگام حسن آقا داشت گریه می‌کرد.

گفتند باز چی شده که گریه می کنی؟

حسن آقا گفت: همه شما سیّد هستید و من در میان شما اجنبی هستم. به دستور کدخدا شال سبزی به کمر او بستند تا شاید از صدای گریه او راحت شوند ولی با کمال تعجب دیدند که او شب باز گریه می‌کند، وقتی علت را از او پرسیدند، حسن آقا گفت: حالا دیگه من بر جد غریبم گریه می‌کنم و به شما هیچ ربطی ندارد!!!


[نظر بدهید]



طبقه بندی: طنز، حکایت و داستان، اعتقادی، اجتماعی،
برچسب ها: سید قلابی، گریه بر جد، سوءاستفاده از دین، سوء استفاده از اعتقادات، کلاه گذاشتن سر یک روستا، فریب مردم، حسن آقا،

تاریخ : پنجشنبه 18 خرداد 1396 | 09:44 ق.ظ | نویسنده : با صفا |

 اسم بچه ها در سالهای آینده ـ برخورد اتفاقی دو همسایه

 

اسم بچه های چند سال آینده :

علی فیسبوک زاده
پریسا وایبرنژاد
چت الله دیرمنشن
ژاکلین واتس آپیان
محمد لایکچی
پوریا فتوبلاکیان
سمیراتگزاده
سامان لاین نیا
کامنت الله بلاک زاده
زیبا کامنتخوانی
محسن تانگو فر
نگار بی تالک پور
الناز میرچتیان
امیر وی چتی فیلتر پور
مهلا کامنت زاده

 ...................................................

ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺩﻭﺗﻦ ﺍﺯ ﺯﻧﺎﻥ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ :
ﺳﻼﻡ
- ﺳﻼﻡ
- ﺣﺎﻝ ﺷﻤﺎ
- ﻗﺮﺑﻮﻧﺘﻮﻥ ﺑﺮﻡ
- ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ
- ﺣﺎﻝ ﺷﻤﺎ ؟
- ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ
- ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺑﯿﻦ ؟
- ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺷﻤﺎ
- ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ
- ﭼﻪ ﺧﺒﺮ ؟
- ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺷﻤﺎ
- ﻓﺪﺍﺗﻮﻥ ﺑﺸﻢ
- ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﺧﺒﺮ ؟
- ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ
- ﻗﺮﺑﻮﻧﺘﻮﻥ ﺑﺸﻢ
- ﺩﯾﮕﻪ ﭼﻄﻮﺭﯾﻦ ؟
- ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ
- ﻗﺮﺑﻮﻧﺘﻮﻥ ﺑﺸﻢ
- ﻓﺪﺍﺗﻮﻥ ﺑﺸﻢ
- ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺷﻤﺎ
- ﺳﻼﻡ ﺑﺮﺳﻮﻧﯿﻦ
- ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ
- ﻗﺮﺑﻮﻥ ﺷﻤﺎ
- ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ
- ﻓﺪﺍﯼ ﺷﻤﺎ
- ﻗﺮﺑﻮﻧﺘﻮﻥ ﺑﺮﻡ
- ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ........


[نظر بدهید]




طبقه بندی: طنز، فرهنگی، اجتماعی،
برچسب ها: احوالپرسی، برخورد دو همسایه، اسامی جدید برای بچه ها، نام های جدید، اسامی فرزندانتان در آینده، سلام علیک جالب،

تاریخ : دوشنبه 15 خرداد 1396 | 10:04 ق.ظ | نویسنده : با صفا |

  • paper | قالب وبلاگ | پارس لون